خواندن فصل 785 - 787 از رمان یک زندگی وارونه انلاین رایگان.
مشترک شدن برای آخرین به روزرسانی ها:
فصل 785
وین لین به مکان تاریک نگاه کرد. واضح است که هیچ کس در آن مکان نبود و بسیار عجیب به نظر می رسید و باعث می شد که برخی از رهگذران عبارات عجیب و غریب نشان دهند و فکر کنند که آیا چیزی کثیف دیده است یا خیر.
یک خانم ترسو نیز ترس از خود نشان داد و به سرعت از او فاصله گرفت و فکر کرد که وین لین یا بزرگ یا دیوانه است.
اما بعد از اینکه حرف های وین لین افتاد، هنوز هیچ حرکتی در آن مکان تاریک وجود نداشت.
برای اطرافیانش به نظر می رسید که وین لین واقعاً با خودش صحبت می کند.
«این مرد با خودش حرف میزند، دیوانه نیست؟»
"به نظر من، او مردم را تحریک می کند و عمداً می ترساند. اکنون بسیاری از این افراد خسته کننده هستند.»
"من نمی توانم آن را ببینم، شاید او چیزی نجس دیده است. به زودی جشنواره ارواح است…”
وین لین به نگاه های عجیب این رهگذران توجهی نکرد. طبیعتاً نمی توانست اشتباه کند. با نگاهی عمیق به آن مکان نگاه کرد. در واقع، او مدتها پیش کسی را کشف کرده بود که او را دنبال می کند، و او هنوز یک متخصص قدرتمند بود، اما او همین الان چیزی نگفته بود، اما می خواست ببیند چه کسی او را دنبال می کند.
پس از پرت کردن حواس دینگ فنگمائو، او شروع به صحبت کرد.
اما بعد از اینکه صحبتش تمام شد، طرف مقابل باز هم حاضر نشد. از نظر دیگران او واقعاً دوباره با خودش صحبت می کرد که بسیار شرم آور بود.
او هم احساس خجالت نمیکرد، گوشههای دهانش کمی بالا رفت و لبخند معناداری نشان داد: «در این صورت، من را به خاطر بی ادبی سرزنش نکنید.»
بعد از پایین آمدن صدا، دیدم دو سکه در دستش ظاهر شد، و بعد به نظر می رسید که خیلی آرام است، سکه مستقیماً از دستش پرید، بسیار سریع، در شب کم نور، فقط داشت بدون آهنگ را تماشا می کرد. فقط صدای وزوز شنید و سکه به بیرون پرید.
با دو پاف به جای تاریک می زنند، انگار روی چیزی سخت گیر کرده باشند.
بلافاصله پس از آن، یک هیکل بلند قد از آن مکان تاریک بیرون آمد. در دستش، دو سکه تغییر شکل یافته دیگر بود، و همچنین لبخندی جذاب نشان داد: «کشور هوآ در واقع شما را مانند شما دارد. استاد، واقعاً نادر است.»
او چینی صحبت نمی کرد، بلکه انگلیسی صحبت می کرد. به محض پایین آمدن صدا، دو سکه از دست او ناپدید شدند و مستقیماً روی سر و شانه های وین لین حرکت کردند.
علاوه بر این، پس از اتمام بازی این دو سکه، او تسلیم نشد، بلکه بلافاصله دو توپ فولادی گرد بیرون آورد. سرعت حتی بیشتر از قبل بود. فقط در یک چشم به هم زدن بود که مقابل وین لین قرار گرفت. ، و به شدت شرورانه به سمت چشمان وین لین پرواز کرد!
قدرتی که به ارمغان می آورد حتی از گلوله هم بیشتر است.
اگر وین لین نمی توانست طفره برود و مورد اصابت گلوله قرار می گرفت، حتی در سطح او، به شدت آسیب می دید. اگر نابینا بود جانش در خطر بود.
اگر افراد دیگر را تغییر دهید، کارشناسانی مانند پنگ ژو و ژائو شیا قطعاً نمی توانند فرار کنند و مستقیماً کشته می شوند.
برای وین لین نیز حرکت چندانی انجام نداد. دو سکه دیگر در دست او ظاهر شد و فقط به دو توپ فولادی که به سرعت در حال پرواز بودند برخورد کرد. دو انفجار وجود داشت، برخورد شدید، جرقه ظاهر شد، شلیک شد.
ضدحمله او بسیار ظریف و آرام بود و باعث شد این چهره بلند قامت از درخشش تاریک تعجب و ترس در چشمانش خارج شود.
در همان زمان، وین لین نیز به وضوح دید که چه کسی آمده است.
این مرد سفید پوستی است که قد خاصی ندارد، حتی چند سانتیمتر از او کوتاهتر است، اما هالهاش بهشدت قوی است، بهویژه نفسی که از بدنش میتابد، فوقالعاده سلطهجو و فوقالعاده نیرومند.
در یک لحظه، وین لین میتوانست ببیند که این یک قلمرو ذاتی از کمال عالی است
بسیار قوی، قدرت او حتی به سطح لی ژن رسید!
و گویا سنش زیاد نیست، حدود چهل سال دارد.
کار ساده ای نیست، این خارجی که سرسری بیرون آمده، چنین قدرتی دارد.
وین لین چشمانش را خفه کرد و بلافاصله فکر کرد که این استاد خارجی باید مافوق جک و تام باشد که چندی پیش تحت تسلط او قرار گرفته بودند.
حالا که جرأت می کند او را به دردسر بیندازد، به نظر می رسد که اعتماد زیادی به خودش دارد.
وین لین مستقیما گفت: "شما برتر جک و تام هستید."
تعجبی در چشمان طرف مقابل جرقه زد. بدیهی است که او انتظار نداشت وین لین تا این حد دقیق باشد و هویت خود را به یکباره حدس زد.
"اسم شما چیست؟"
او رهبر جک و تام است، این بار به طور خاص برای وین لین.
از زمانی که فهمید جک و تام در آن روز توسط استادی از چین شکست خورده اند، به وین لین علاقه مند شد.
او با اینکه در خاک چین است، اصلا از وین لین نمی ترسد. این به خاطر قدرت و اعتماد ملی اوست.
او یک ابرقدرت در سطح 5S است و کشورش امروز قدرتمندترین کشور جهان است. این غرور و اعتماد به نفس ذاتی اوست، بنابراین نیازی به گذاشتن یک متخصص چینی صرف در چشم نیست.
حتی این بار جام کونگ فو قهرمانی در چنته دارد. او می خواهد جام قهرمانی را آشکارا پس بگیرد و به دنیا اعلام کند که از نظر ورزش های رزمی کشور زیبای آنها بزرگترین کشور جهان نیز هست!
در یک لحظه، وین لین اعتماد به نفس را در او احساس کرد و چشمانش را کمی به هم زد.
این کمی جالب است. او هنوز این خارجی ها را اذیت نکرده است، اما طرف مقابل او را پیدا کرده است. واقعا مغرور است.
از اینجا می توان دریافت که در چند سال گذشته، چین واقعاً در وضعیت عدم پایبندی قرار داشته است. به همین دلیل است که این نیروهای خارجی با چنین گستاخی جرأت می کنند تا اینقدر گستاخ باشند.
آن رهگذرانی که در اصل از آنجا عبور می کردند، یک خارجی را دیدند که بیرون آمد و همگی حالتی متعجب نشان دادند. به طور غیر منتظره، شخصی در تاریکی پنهان شده بود و آنها آن را ندیدند. و هنوز یک خارجی
مخصوصاً خلق و خوی این خارجی آنقدر وحشتناک است که نمی توانند ترسیده شوند.
در طول سال ها، قدرت خارجی ها برداشت بسیاری از مردم چین را عمیق تر کرده است. حالا وقتی خارجی ها را می بینی نمی توانی نترسی.
و با نگاهی به این وضعیت، به نظر می رسد که این خارجی همچنان با وین لین درگیر است، بنابراین به نظر می رسد که وین لین قصد دارد خارجی را تهدید و توهین کند…
در این صورت جرات ماندن را نداشتند، از ترس اینکه مبادا از چیو آسیبی ببینند، سریع از آنجا دور شدند.
وین لین با دیدن این وضعیت سرش را کمی تکان داد و احساس ناتوانی کرد.
استاد بزرگی گفت آنچه هوآ گوو کم دارد اقتصاد نیست، اعتماد ملی است.
تا رسیدن به خودباوری ملی هنوز راه زیادی در پیش است!
با این حال، وین لین معتقد است که مهم نیست راه پیش رو چقدر سخت است، مردم چین همچنان می توانند از عزت نفس پایین خارج شوند و دوباره اعتماد به نفس پیدا کنند! او همیشه معتقد بود که مردم چین بدتر از هیچ نژادی در جهان نیستند!
"وین لین، مربی ارشد مقام سوم Hua Guo Xuanyuan." وین لین هویت خود را پنهان نکرد، نیازی به این نیست.
رهبر وقتی اسمش را شنید سرش را به آرامی تکان داد و گفت: چندی پیش دو نفر از من را مجروح کردی و دو نفر من را هم ضرر زیادی کردی. آیا چنین چیزی وجود دارد؟"
این سخنان را کاملاً با لحنی پرسشگر و با حالتی بالا گفت.
فصل 786
وین لین به طور طبیعی از وضعیت خود بسیار ناراحت بود. معلوم بود که او یک خارجی بود و وقتی وارد یک کشور خارجی شد جرأت کرد تا اینقدر مغرور باشد. این گستاخی دیگر فقط متوجه او نبود، بلکه متوجه کل کشور چین بود.
"پس تو امروز اینجایی تا برای انتقام پیش من بیایی؟" وین لین با لبخندی متفکرانه گفت.
نگاه او مانند مشعل است و از قبل طرف مقابل را دیده است. اگرچه این خارجی بسیار قوی است، اما انرژی و روحیه اش در کنار هم جمع شده است و انرژی و خونش فوق العاده قوی است. در شرایط عادی، او به راحتی می تواند 150 سال عمر کند، اما او می خواهد این چیزی بیش از این نیست.
اگر این خارجی بخواهد حرکتی کند می تواند به او درس بدهد و نمی تواند چند ترفند بکند.
رهبر نیز لبخندی زد و دندان های سفید خود را نشان داد. کلاهش را از سر برداشت و چهره زیبا و خشن خود را آشکار کرد، به ویژه چشمانش را که مانند دو خورشید کوچک نافذ هستند. حتی در شب تاریک، میتوانستم روشنایی او را احساس کنم، وین لین به او نگاه کرد و احساس سوختگی وجود داشت.
وین لین بسیار شگفت زده شد. او با یک نگاه می توانست بفهمد که این خارجی هنوز در چین کونگ فو تمرین می کند. حداقل همین نگاه کافی بود. زمانی که وین لین جوان بود، روش های آموزشی مشابهی را دیده بود، برخی مدارس باستانی در چین. برای اینکه چشمان خود را ورزش دهد و کشنده به نظر برسد، هر روز ظهر عمداً مستقیماً به خورشید نگاه کنید.
مردم عادی نمی توانند در ظهر به دلیل روشنایی بیش از حد خورشید مستقیماً به خورشید نگاه کنند، اما کسانی که از شیره داروی مخفی استفاده کرده اند، می توانند با تمرینات رو به رو به خورشید نگاه کنند. پس از مدت طولانی، چشمان بسیار روشن خواهد شد و خورشید کوچک مشابه.
استادان معمولی که به آنها خیره می شوند، به زودی غیر قابل تحمل می شوند و در نتیجه نقص هایی ایجاد می کنند و به راحتی شکست می خورند.
جالب است، به قول شما، شما به شدت چین را تحقیر می کنید، اما رویه شما روش چین است. وین لین با تمسخر گفت.
رهبر به شدت خرخر کرد و با اظهارات وین لین موافق نبود. او با خونسردی گفت: «شما چینیها دوست دارید لاف بزنید، فکر میکنید که تمام مهارتهای دنیا از کشور شما میآید! روش من برای جعل چشم اما از ملت خورشید می آید و هنرهای رزمی چینی شما حتی نمی تواند با ملت خورشید برابری کند.
وقتی وین لین این را شنید، بلافاصله فهمید که این خارجی روش پالایش چشم را از ملت خورشید آموخته است، اما روش پالایش چشم از چین به ملت خورشید منتقل شد.
این یک نوع غم است.
زیرا بیش از صد سال پیش، کشور چین واقعاً بسیار ضعیف بود. در آن زمان، بسیاری از ماهیت کشور چین به کشور خورشید منتقل شد، از جمله دانش بسیاری از هنرهای رزمی.
در این لحظه وین لین ضعف و ضعف آن دوران را احساس کرد. اگر او در آن دوران به دنیا می آمد، چقدر دردناک بود؟
او چشمانش را بست و فکرش در چنین لحظه ای انگار در زمان سفر کرده بود و به دوران سال ها پیش بازگشت که چراغ راه پر از شعله های آتش بود و کشور ویران شده بود.
و در این هنگام خلق و خوی او تغییر کرد.
ناگهان رهبر خارجی روبرویش آن را احساس کرد، فورا اخم کرد، از چشمانش تعجب و شرارت جاری شد: "این چینی، این بار به طور غیر منتظره متوجه شد؟"
بله، وضعیت وین لین یک تجلی است.
این نوع تجلی در مورد تزکیه فیزیکی نیست، بلکه مربوط به روح است. اگر در تاریکی چیزی را لمس کند، به تدریج قدرت معنوی او بسیار افزایش می یابد.
"لعنتی، این چینی، چگونه می تواند در این زمان قیامت داشته باشد!" رهبر خارجی از شرم فریاد زد. در عین حال در دل به شدت حسادت می کرد. فقط در سطح آنها متوجه شد که میخواهد تجلیل کند. جای کمیاب است. طبیعی است که برخی افراد اگر بدشانسی باشد، چند سالی یک بار عید نشوند!
و مرد چینی روبروی او، در واقع با او چت می کرد، وارد یک حالت تجلی، واقعا آزار دهنده شد.
حتی اگر
او چنین نابغه با استعدادی است که سه سال است که تجلی نکرده است.
البته او اجازه نمی داد روشنگری وین لین تا این حد پیش برود. اگر واقعاً وین لین بهتر شود، این کشور زیبای آنهاست که تا آن زمان آسیب می بیند!
به محض اینکه این فکر به ذهن خطور کرد، رهبر خارجی شروع به اقدام کرد. اصلاً هیچ اخطاری وجود نداشت و حرکتی وجود نداشت. او با وقاحت شلیک کرد. تقریباً در یک لحظه، با حالتی شنیع و تمسخر آمیز به وین لین رسیده بود. مشت به نقطه خاصی روی گردن وین لین اصابت کرد.
او با این مشت مستقیماً از 90 درصد توان خود استفاده کرد. یک بار که او ضربه می خورد، حتی اگر وین لین یک ابرقدرت سطح 5S بود، باید کینه اش را می خورد!
اگر حرکتی انجام ندهی، خوب می شوی.
برای چنین استاد چینی با پتانسیل نامحدود، او طبیعتاً می خواهد با تمام قدرت بکشد.
وین لین واقعاً در آن لحظه وارد حالت روشنگری شد و قدرت ذهنی او به سرعت رشد کرد. این یک قلمرو مرموز و مرموز بود که فوق العاده بود.
این اولین تجلی او پس از ورود به قلمرو ذاتی و دزوگچن بود. در آن لحظه او واقعا احساس کرد که به بیش از صد سال پیش بازگشته است. در آن زمان در معرض نفس آن دوران و ملت بود. مبارزه و مبارزه.
این چیزی است که او هرگز تجربه نکرده است.
حتی بینی اش هم کمی درد، غمگین و عصبانی از فرا رسیدن آن دوران بود.
حیف که واکنش رهبر خارجی بسیار سریع بود و فرصت کافی برای حمله فوری به او داده نشد.
به طور کلی، افرادی که وارد مرحله قیامت می شوند، واقعاً بسیار درگیر هستند، و در مقابل حمله یواشکی توسط استادی هم سطح، طفره رفتن دشوار است.
اما برای وین لین، خوب بود. تقریباً زمانی که رهبر خارجی شروع به کشتن او کرد، او از نظر ذهنی متوجه آن شد. او بلافاصله چشمانش را باز کرد و از حالت تجلی بیدار شد.
نگاه به رهبر خارجی.
و در این لحظه حرکات نرم و سریع اصلی رهبر خارجی ناگهان متوقف شد و در یک لحظه واقعاً تپش قلب وصف ناپذیری به او دست داد.
این برای او یک چیز باورنکردنی است. باید بدانید که وقتی او به قلمرو خود می رسد، ذهنیت او به شدت سرسخت است. مگر اینکه اجبار استاد افسانه ای خدایان باشد باعث ایجاد شکاف در ذهن آنها می شود.
اما در آن لحظه، نگاهی در چشمان وین لین باعث تپش قلب او شد.
خوشبختانه او همیشه یک قدرت تصمیم گیری در سطح 5S بوده است. او در تمام زندگی خود در جنگ بزرگ شده است. او در مدت زمان بسیار کوتاهی قبل از یک دهم ثانیه به حالت عادی بازگشت و به نظر می رسد که تاخیری وجود ندارد.
با این حال، این یک دهم ثانیه برای وین لین کافی بود.
وین لین در یک لحظه به این مشت رهبر خارجی واکنش نشان داد. او نیم قدم به عقب رفت و به عقب خم شد و در یک زاویه حیلهگر از رهبر خارجی فرار کرد. این مشت
در همان زمان، او همچنین با رهبران خارجی مبارزه کرد.
رهبر خارجی برای این حمله یواشکی اجتناب ناپذیر بود، اما او انتظار نداشت که وین لین او را پنهان کند و با او مقابله کند. این تکنیک مبارزه خیلی ظریف بود و او باید با آن کنار می آمد.
با این پاسخ، حمله یواشکی او قبلاً شکست خورده است.
بوم بوم بوم بوم
فقط در یک ثانیه، آنها قبلاً ده ضربه مشت زده بودند، سرعت را می توان سریع تا حد زیادی توصیف کرد و از مرکز آنها، موج قدرتمندی از هوا بیرون آمد و اطراف را فرا گرفت.
"خارجی، شما قوانین را زیر پا گذاشته اید. من به عنوان یک افسر مجری قانون چین، موظفم شما را دستگیر کنم.» وین لین به آرامی گفت و حرکات دستانش تندتر شد.
فصل 787
رهبر خارجی در یک لحظه فشار بیسابقهای را احساس کرد و ناگهان هوا جلوی چشمش تاریک شد.
این نوع احساس، به نظر می رسد که جهان ناگهان تاریک شده است، و تمام آسمان در حال سقوط است، بسیار وحشتناک است.
او تغییر ناگهانی وین لین را احساس کرد، قلبش چند بار به شدت تپید، چهره اش فورا تغییر کرد، معلوم شد که وین لین همین الان از تمام توان خود استفاده نکرده است.
با این حال، واکنش او نیز بسیار سریع بود، فقط در یک لحظه، او پاسخ داد و از مشت شدید وین لین اجتناب کرد.
با این حال، حتی اگر او از اولین مشت وین لین فرار می کرد، نمی توانست از مشت دوم وین لین فرار کند، نه اینکه به حمله بعدی وین لین مانند دریای طوفانی اشاره کنیم.
"سلام!" رهبر خارجی فشار زیادی را احساس کرد، اما وحشت نکرد. به عنوان یک مرد قوی با تجربه، طبیعتاً به این راحتی وحشت نمی کند. او حتی به این فکر نمی کرد که آیا او این هوآ حریف چینی ها خواهد بود یا خیر.
او به خودش اطمینان کامل دارد. او علاوه بر استعداد مطلق هنرهای رزمی، به فناوری کشور زیبا نیز اعتقاد دارد. پس از تغییر شکل او، او قطعاً توسط یک چینی صرف شکست نمی خورد.
این عبادت مطلق او از علم است.
با این حال، او هنوز کمی بیشتر فکر می کند، زیرا حتی نمی داند با چه کسی روبرو است.
وین لین وقتی دید که رهبر خارجی با حمله فعال او روبرو می شود، با تعجب ابروهایش را بالا انداخت و توانست واکنش نشان دهد و ضدحمله کند. "جالب است."
او ابتدا فکر می کرد که رهبر خارجی حداکثر در سطح لی ژن است، اما اکنون به نظر می رسد که او هنوز کمی دست کم گرفته شده است.
مهمترین چیز این است که او می تواند احساس کند که این رهبر خارجی هاله ای از یک قدرت چینی دارد و حرکات طرف مقابل نیز ساده و مستقیم است.
اگرچه این نوع حرکت بسیار ساده است، اما می تواند تمام قدرت کل بدن را در یک نقطه متمرکز کند و بیشترین قدرت را به نمایش بگذارد، اما درجه ظرافت حرکت هنوز به خوبی ورزش های رزمی چین نیست و حتی بدتر
وین لین نیز برای شکست سریع حریف عجله نکرد، بلکه عمدا قلمرو را سرکوب کرد و نشان داد که با حریف برابر است و حرکات و سبک بازی حریف را زیر نظر داشت.
رهبر خارجی هیجانزدهتر و آسودهتر شد و در عین حال اعتماد به نفس بیشتری پیدا کرد، زیرا معتقد بود قدرت این چینی را درک کرده و حریف او نیست.
علاوه بر این، این یک چینی جوان است. اگر بتواند این چینی را تا سر حد مرگ در چین بزند، قطعاً چیز بسیار خوشحال کننده ای خواهد بود!
با فکر این صحنه تمام بدنش هیجان زده شد و خون روی بدنش نیز ناگهان به جوش آمد.
ناگهان حمله او شدیدتر شد و صدایی تحقیرآمیز درآورد: "یک چینی کوچولو جرات حرف زدن و دستگیری من را دارید؟"
وین لین صحبت نکرد، به نظر می رسید که او واقعاً نمی تواند برای مدتی رهبر خارجی را تحمل کند.
رهبر خارجی ادامه داد: جوان قوی مثل شما نباید در چین ظاهر شود. آنچه نباید وجود داشته باشد باید ناپدید شود.»
پس از گفتن این سخن، کل هاله او نیز تغییری عظیم ایجاد کرد، مشت هایش پیوسته به سمت وین لین هجوم بردند، گویی ده هزار تیر شلیک شده بود، بلافاصله بدن وین لین را در برگرفت، تا زمانی که وین لین کمی بلند بود.
اگر مواظب نباشید به شدت آسیب خواهید دید.
وین لین مجبور شد آه بکشد، کونگ فوی این خارجی واقعاً خیلی خوش تیپ است، اگر لی ژن جایگزین شود، لزوماً حریف او نیست.
حیف که چنین مرد قوی با او ملاقات کرد.
وین لین پس از مدتی مشاهده لیدر خارجی، حرکات و سبک بازی حریف را بررسی کرده است. لبخندی بازیگوش روی لبانش نقش بست و گفت: همین است، بگذار دراز بکشم. !»
پس از اتمام این جمله، حرکات وین لین دوباره تغییر کرد، او مشخص شد که حرکات و سبک بازی لیدر خارجی را دارد، حتی شتاب در آن.
شاگردان رهبر خارجی با احساس تغییر وین لین، ناگهان جمع شدند و با صدای بلند گفتند: "این غیرممکن است!"
نمی توان شوکی را که در این لحظه در قلب او وارد می کند با کلمات توصیف کرد. مرد چینی مقابل او در واقع از سبک بازی او کپی کرده بود و هنوز هم بسیار عالی بود. در آن لحظه به نظر می رسید که خودش دیگری را می بیند. چطور ممکنه!
اما وین لین این فرصت را برای واکنش به او نداد. سرعت او ناگهان افزایش یافت و بلافاصله به سمت رهبر خارجی ها آمد. او یک مشت زد و به یک بوم صوتی برخورد کرد. رهبر خارجی با عجله مشت را زد، اما بلافاصله، مشت دوم، سومین مشت، چهارمین مشت وین لین... او را در بر گرفت و قدرت آن چنان عظیم است که به نظر می رسد هر مشت ده تن نیرو تولید کرده است. تمام بدن می لرزد !
در نهایت وقتی مشت دوازدهم را دریافت کرد نتوانست آن را بگیرد، زیرا از قبل احساس میکرد که خون در حال چرخش است و حتی اندامهای داخلیاش تکان میخورد. سپس، حتی اگر مشت وین لین به او اصابت نکرد. ، همچنین باید او را از آسیب های داخلی تکان دهید!
در بسته شدن موهایش، با اعتماد به نفس پاسخ درستی داد، یعنی دو خنجر از جیبش بیرون آورد و گردن وین لین را برید.
این سلاح مخفی اوست. یادش رفته چقدر این دو خنجر را بیرون نیاورده است.
از آنجایی که تمام حریفانی که در این سال ها با آنها روبرو شده است مورچه هستند، او می تواند تنها با یک جفت مشت آهنین خرد شود.
وین لین اکنون اولین حریفی است که در این چند سال از دست داده است. او باید قاتل خود را بیرون بکشد.
وین لین با دیدن این اقدام کوچکترین تعجبی را احساس نکرد. در عوض لبخندی زد و گفت: «پس این قاتل شماست؟ متاسفم، تو مردی.»
نمی توانستم ببینم وین لین چگونه حرکت کرد. قبل از اینکه خنجر رهبر خارجی به گردن او اصابت کند، لگد او به شکم رهبر خارجی اصابت کرد. قدرت او به اندازه بیش از صد یارد بود. ماشین با سرعت به رهبر خارجی ها کوبید و او را از پای درآورد.
بیش از 20 متر پرواز کرد و سپس به زمین افتاد.
ضربه وین لین مستقیماً توانایی رهبر خارجی را در عمل شکست داد.
رهبر خارجی یک لقمه خون بیرون ریخت، صورتش مانند کاغذ طلا بود و چشمانش ترس و وحشت باورنکردنی را نشان می داد. او هرگز انتظار نداشت که قدرت وین لین آنقدر قدرتمند باشد که عقب نشینی کند و قاتل خود را جبران کند. او به شدت مجروح شد.
"این غیر ممکن است، این غیر ممکن است!"
سر خارجی عصبانی شد. خیلی زود نگاه بازیگوش وین لین را دید و متوجه شد که از همان ابتدا وین لین او را در چشمانش نگذاشته بود. همین الان خیلی وقت بود که باهاش دعوا کرده بود. فقط دارم می دزدمش! !
مشترک شدن برای آخرین به روزرسانی ها:
فصل 788 را به روز کنید
سلام، چه زمانی می توان فصل 791 را به روز کرد…… تقریباً 2 هفته..
داستان ها کجاست….
سلام فصل های بیشتری را به روز کنید
بیش از 10 روز به روز رسانی نشده است
Bos چه زمانی فصل 790 را به روز می کند تقریباً یک ماه گذشته است. Tq